الفيض الكاشاني

56

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

بسيار مىشود و بعضى كارها او را به كارهاى ديگر فرامىخواند و تا بىنهايت ادامه مىيابد و از آن رنج بسيار حاصل مىشود و هر كسى كه رنجها او را در درّه‌هاى عميق دنيا درافكنده است خدا اهميت نمىدهد كه وى در كدام درّه هلاك مىشود . اين است كار كسانى كه در كارهاى دنيا فرو روند . گروهى از اين نكته آگاه شده و از دنيا روى گردانده‌اند ، در نتيجه مورد حسد شيطان واقع شده‌اند پس شيطان آنها را رها نساخته و گمراهشان كرده است تا آنجا كه به گروههايى تقسيم شده‌اند . گروهى پنداشته‌اند كه دنيا خانهء بلا و گرفتارى است و آخرت براى هر كسى كه به آن برسد خانهء سعادت است ، چه در دنيا خدا را بپرستد يا نپرستد ، و حق را در اين مىدانند كه براى رهايى از رنج دنيا خودكشى كنند ؛ گروههايى از عابدان هند به اين راه رفته‌اند آنان خود را در آتش مىسوزانند و گمان مىكنند كه راه رهايى از رنجهاى دنيا همين است . گروه ديگر پنداشته‌اند كه كشتن موجب رهايى نيست ، بلكه بايد صفات بشرى را مىراند و بكلّى از نفس ريشه كن ساخت . آنها سعادت را در قطع شهوت و غضب مىدانند . لذا به مجاهده روى آورده و بر خود سخت گرفته‌اند ، تا آنجا كه بعضى از آنها از سختى رياضت هلاك شده‌اند و بعضى دچار تباهى عقل و جنون شده‌اند ، و بعضى بيمار شده و راه عبادت بر آنها بسته شده است . برخى نتوانسته‌اند بكلّى صفات ياد شده را از ريشه بركنند و پنداشته‌اند كه عمل به تكاليف شرعى محال است و دين ، فريبكارى است و اساسى ندارد از اين رو دچار الحاد و بىدينى شده‌اند ؛ و به نظر بعضى رسيده است كه تمام رنجهايى كه انسان در عبادات متحمّل مىشود براى خداست و خدا از عبادت بندگان بىنياز است و معصيت گنهكار چيزى از او نمىكاهد و عبادت عابد چيزى بر او نمىافزايد . اينان به شهوتها روى آورده و از مسلك اباحه پيروى كرده‌اند و بساط دين و احكام را در هم پيچيده‌اند و پنداشته‌اند كه از صفاى توحيد برخوردارند چون معتقدند كه خدا از عبادت بندگان بىنياز است . گروه ديگر پنداشته‌اند